شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۳
نظرات: ۰
۰
-
[امیرحسین نادری] راز کشتی غرق‌شده در راه رومانی

آب‌های دریای سیاه این روزها میزبان معمایی است که پاسخ آن می‌تواند معادلات امنیتی اروپا را دستخوش تغییرات جدی کند.

هفتم آبان‌ماه، کشتی کانتینربر «کانتیپ جت» در حالی که از مبدا بندر حیفای فلسطین اشغالی به مقصد بندر کنستانتسای رومانی در حرکت بود، در محدوده انحصاری اقتصادی بلغارستان هدف حمله مرموزیک پهپاد یا شهپاد قرار گرفت و به اعماق آب رفت. هرچند جان ۱۸ خدمه این شناور نجات یافت، اما ابعاد پیچیده این رویداد همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. غرق شدن  یک کشتی با پرچم لیبریا و مدیریت یونان که تحت اجاره شرکت صهیونیستی «زیم»فعالیت می‌کرد، نشان داد این حادثه را نمی‌توان در حد یک سانحه معمول دریایی خلاصه کرد.

اهمیت راهبردی این رویداد زمانی آشکارتر می‌شود که آن را در کنار حوادث هفته‌های پیش از آن قرار دهیم. کانتیپ جت نخستین قربانی این آب‌ها نبود. از اواسط مهرماه، نوار ساحلی رومانی و بلغارستان شاهد حملات متعددی به کشتی‌های تجاری بوده است. شناورهایی نظیر «رویاد ممدوف»، «آلفا وطن»، «اچ‌اس دیگنیتی»، «چلسی۳»، «یارا جی» و «واین تریدر»یکی پس از دیگری هدف قرار گرفته یا آسیب دیده‌اند. در برخی حوادث دریانوردان نجات یافتند و در مواردی دیگر، گزارش‌هایی از تلفات انسانی مخابره شد. تکرار این حوادث در یک بازه زمانی کوتاه و دقیقا در مجاورت مرزهای دریایی دو عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، پرسشی بنیادین را روی میز تحلیلگران قرار می‌دهد: ناامن‌سازی سازمان‌یافته دریای سیاه، تامین‌کننده منافع کدام بازیگر است؟

در تحلیل‌های اولیه، پیکان اتهام به طور سنتی به سوی مسکو نشانه می‌رود. منطق این اتهام بر این پایه استوار است که روسیه در میانه جنگ با اوکراین، بالاترین انگیزه را برای فلج کردن مسیرهای تجارت دریایی کی‌یف دارد. ناامن شدن خطوط کشتیرانی، افزایش تصاعدی حق بیمه دریایی و انصراف شرکت‌های بین‌المللی از تردد در این منطقه، صادرات اوکراین را در تنگنای شدیدی قرار می‌دهد. مضاف بر این، روسیه می‌تواند از این طریق به حامیان غربی اوکراین پیام دهد که دامنه هزینه‌های جنگ محدود به خاک اوکراین باقی نخواهد ماند.

مقامات اوکراینی و برخی سیاستمداران بلغارستان نیز بر پایه همین منطق، احتمال نقش‌آفرینی مسکو را مطرح کرده‌اند، اما سفیر روسیه با رد این ادعاها، احتمال دخالت طرف‌های ثالث را به میان کشیده است. با این وجود، یک تناقض استراتژیک در فرضیه نقش روسیه وجود دارد. مسکو برای ضربه زدن به اقتصاد اوکراین، ابزارهای مستقیم و کم‌هزینه‌تری مانند هدف قرار دادن زیرساخت‌های بندری این کشور را در اختیار دارد. حمله به کشتی‌های تجاری در مجاورت آب‌های ناتو، ریسک درگیری مستقیم با اروپا را افزایش می‌دهد؛ خطری که مسکو در شرایط فعلی تمایل چندانی به پذیرش آن ندارد.

همین تناقض، سناریوی دومی را تقویت می‌کند: بهره‌برداری کی‌یف یا بازیگران ثالث از انتقال ناامنی به حیاط خلوت ناتو. در این سناریو، هدف اصلی نه غرق کردن چند شناور تجاری، بلکه قراردادن کشورهای ساحلی اروپا در یک بن‌بست امنیتی است.

تداوم این حملات، بلغارستان و رومانی را مجبور می‌کند میان دو گزینه دشوار یکی را انتخاب کنند؛ یا باید حضور نظامی خود را در دریا افزایش داده و خطر رویارویی با روسیه را بپذیرند،یا با انفعال خود نشان دهند که چتر امنیتی ناتو قادر به حفاظت از خطوط تجاری آنها نیست. در هر دو حالت، فشار سیاسی بر مسکو افزایش می‌یابد و اوکراین می‌تواند از سخت‌تر شدن مواضع همسایگان غربی خود سود ببرد.

از منظر فنی، گزارش‌های شرکت‌های امنیت دریایی نظیر «آمبری» حاکی از آن است که پهپادهای استفاده شده در این حملات، شباهت‌هایی با پلتفرم‌های روسی مانند «مورنا ۳۰۰اس» دارند. اما در نبردهای مدرن و در منطقه خاکستری، کپی‌برداری از تسلیحات برای پنهان کردن هویت واقعی مهاجم، یک تاکتیک کاملا رایج است و نمی‌تواند به تنهایی سندیت حقوقی داشته باشد.

در کنار این معادلات، گره خوردن نام شرکت صهیونیستی «زیم» به کشتی کانتیپ جت، بُعد جدیدی به این معما می‌افزاید. این موضوع فرضیه تسری یافتن دامنه ناامنی‌های دریایی رژیم صهیونیستی از دریای سرخ و مدیترانه به دریای سیاه را مطرح می‌کند؛ سناریویی که نشان می‌دهد زنجیره تامین اقتصاد تل‌آویو تا چه حد آسیب‌پذیر شده است.

واکنش کشورهای ساحلی تا این لحظه، نشان از سردرگمی عمیق ناتو دارد. بلغارستان در توجیه عدم رهگیری شهپاد یا پهپاد مهاجم به کانتیپ جت، به شرایط نامساعد جوی و وقوع حادثه در خارج از آب‌های سرزمینی خود استناد کرده است. تاکید وزرای دفاع ترکیه، رومانی و بلغارستان بر ضرورت هماهنگی بیشتر، صرفا تاییدی بر فقدان یک مکانیسم دفاعی موثر در برابر این تهدیدات ناشناس است.

در مجموع، فارغ از اینکه اتاق فرمان این حملات در مسکو، کی‌یف یا نقطه دیگری قرار داشته باشد، یک واقعیت غیرقابل انکار خودنمایی می‌کند: دریای سیاه به یک صفحه شطرنج برای جنگ در منطقه خاکستری تبدیل شده است. در این نبرد پنهان، لاشه کشتی‌های غرق شده ابزاری برای سنجش آستانه تحمل رقبا و تغییر محاسبات امنیتی قدرت‌های بزرگ است. معمای دریای سیاه تا زمانی که عاملان آن در تاریکی حرکت می‌کنند، همچنان به عنوان یک اهرم فشار ژئوپلیتیک باقی خواهد ماند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی